کشاورز را با قیمتهای امروز و محصولِ دیروز تنها نگذاریم
کشاورز گندمکار برای رسیدن به محصول، یک یا دو ماه زحمت نمیکشد. از زمان آمادهسازی زمین و کاشت تا برداشت، حدود شش تا هفت ماه زمان میگذرد ماههایی که در آن کشاورز باید هزینه بذر، کود، سم، آب، سوخت، ماشینآلات، تعمیرات ادوات کشاورزی، کارگر و حملونقل را پرداخت کند.
به گزارش پارسینه، اما در اقتصادی که قیمتها تقریباً هر روز تغییر میکنند، آیا منطقی است محصول کشاورز بر اساس قیمتی خریداری شود که ممکن است ماهها قبل تعیین شده باشد؟
یکی از اعضای کمیسیون کشاورزی مجلس نیز بهتازگی به همین مسئله اشاره کرده و گفته است قیمتگذاری محصولات کشاورزی باید متناسب با تورم و هزینههای تولید و بر اساس شرایط روز انجام شود.
این حرف ساده اما بسیار مهم است.
کشاورز نمیتواند کود و سم و قطعه ماشینآلات را با قیمت شش ماه قبل بخرد و نیز قدر نیست دستمزد کارگر را با نرخ سال گذشته پرداخت کند. پس چرا وقتی محصولش آماده برداشت میشود، باید با قیمتی مواجه شود که با هزینه واقعی تولید فاصله دارد؟
کشاورز هم تولیدکننده است و تولیدکننده باید بتواند هزینه تولیدش را جبران کند و سودی منطقی داشته باشد.
اینکه دولت برای حمایت از مردم میخواهد قیمت نان و مواد غذایی افزایش زیادی پیدا نکند، قابل درک است؛ اما آیا راه حمایت از مردم این است که هزینه آن را از جیب کشاورز پرداخت کنیم؟
اگر دولت میخواهد نان ارزانتر به دست مردم برسد، باید راهحل آن را در سیاستهای حمایتی و مدیریت هزینهها پیدا کند، نه اینکه کشاورز را مجبور کند محصول خود را با قیمتی بفروشد که شاید حتی پاسخگوی هزینههایش نباشد.
کشاورزی که چند ماه برای تولید گندم زحمت کشیده و در پایان احساس کند درآمدش با هزینههایش همخوانی ندارد، سال بعد ممکن است سطح کشت خود را کاهش دهد یا اصلاً سراغ محصول دیگری برود.
آن وقت چه اتفاقی میافتد؟
کشوری که میتوانست گندم مورد نیاز خود را از کشاورز خودش تهیه کند، ممکن است مجبور شود برای تأمین نیازش دست به واردات بزند؛ آن هم با ارزی که خودش هزینه بسیار بیشتری برای کشور دارد.
از طرف دیگر، قیمت مناسب تنها مسئله کشاورز نیست؛ پرداخت بهموقع پول گندم هم اهمیت زیادی دارد. کشاورز بعد از برداشت باید بتواند بدهیها و هزینههایش را پرداخت کند و برای کشت سال بعد آماده شود. پولی که ماهها بعد به دست او برسد، ارزش و کارکرد همان پول در زمان برداشت را ندارد.
کشاورز نباید هر سال با این نگرانی زندگی کند که آیا محصولش با قیمت منصفانه خریداری میشود و آیا پولش بهموقع پرداخت خواهد شد.
اگر واقعاً امنیت غذایی کشور اهمیت دارد، باید تولیدکننده آن را هم جدی بگیریم.
حمایت از مصرفکننده نباید به معنای فشار آوردن به تولیدکننده باشد.
کشاورز گندمکار فقط یک فروشنده نیست؛ بخشی از زنجیرهای است که در نهایت نان به سفره مردم میرساند.
پس همانطور که برای قیمت نان و قدرت خرید مردم نگرانیم، باید برای معیشت و انگیزه کشاورزی که گندم این نان را تولید میکند هم نگران باشیم.
نان مردم نباید ارزان بماند به قیمت اینکه کشاورز، هر سال فقیرتر و ناامیدتر شود.
این نسخه به نظرم به نگاه خودت نزدیکتر است؛ هم از کشاورز دفاع میکند، هم نمیگوید افزایش قیمت گندم باید مستقیم به مردم و مصرفکننده تحمیل شود. راه درست، پیدا کردن تعادل بین این دو است.
ارسال نظر